آیت الله فرخ فال
سیاست عین دیانت است و در برابر طاغوت نمیتوان بیتفاوت بود.
2736 نمایش
| در تاریخ : 1404/6/3
| در موضوع : آخرین اخبار
خبرنگار خبرگزاری حوزه به سراغ آیت الله احمد فرخ فال مسئول دبیرخانه شورای عالی حوزههای علمیه رفت و پیرامون ابعاد شخصیت اجتماعی و سیاسی امام رضا (علیه السلام) به مناسبت سالگرد شهادت آن امام رئوف، گفتوگو کرد.
از نگاه این استاد سطوح عالی و خارج حوزه، امام رضا (ع) با تدبیر الهی خود، نقشههای مأمون را برملا کردند و نشان دادند که سیاست عین دیانت است و در برابر طاغوت نمیتوان بیتفاوت بود. ولایت در نگاه ایشان حصنی امن و عمود خیمه استقلال و آزادی است که جامعه را از سلطه دشمنان حفظ میکند. امروز نیز ملت ایران با الهام از این سیره، عزت و استقلال خود را در پایبندی به ولایت و رهبری میدانند و در برابر استکبار جهانی ایستادهاند.
متن کامل این گفتگو در ادامه می آید.
حوزه ـ سیره اجتماعی و سیاسی امام رضا (ع) را چگونه توصیف و تبیین میکنید؟
سالروز شهادت این امام همام را به همه شیعیان و دلدادگان آستان قدسی ولایت و امامت تعزیت و تسلیت عرض میکنم.
امام رضا (علیهالسلام) در عصری میزیستند که جامعه با نحلهها، گروهها و احزاب مختلفی روبهرو بود. حتی در میان شیعیان نیز بهسبب توطئههای بنیامیه، بنیمروان و بنیعباس، انشعابات گوناگونی شکل گرفته بود. مأمون از یکسو تلاش میکرد با انتصاب حضرت به مناصب حکومتی، صدای مخالفان را خاموش کند و از سوی دیگر جایگاه امام را در میان شیعیان تضعیف نماید. اما امام (ع) با تدبیر و بینش ولایی خود، همه نقشههای مأمون خبیث را برملا ساختند؛ بهگونهای که در روزهای پایانی عمرشان به نزدیکان میفرمودند: «خدای تبارک و تعالی مرا از دست این طاغوت نجات دهد»
امام رضا (ع) با سیره عملی خود، فرهنگ «دیانت و سیاست» را برای همه روشن ساختند؛ فرهنگی که میگوید سیاست ما عین دیانت ماست و نمیتوان در برابر سیاستمداران طاغوتی بیتفاوت بود.
روایت کردهاند که روزی مأمون در جمعی عمومی نشسته بود و امام رضا (ع) را در کنار خود نشانده بود. مأموران پیرمردی را آوردند که به سرقت متهم بود. مأمون پرسید: «تو که پیشانیات از عبادت پینه بسته، چرا دزدی کردی؟» پیرمرد گفت: «من دزدی نکردم. چند روز است که من و فرزندانم غذایی نداشتیم. برای نجات جانشان یک قرص نان برداشتم و قصد داشتم جبران کنم.» مأمون گفت: «تو سارق هستی و باید دستت قطع شود.» پیرمرد که جانش به لب رسیده بود پاسخ داد: «اگر بناست دست دزد قطع شود، اول باید دست تو را ببرند؛ زیرا تو بزرگترین سرقت را انجام دادی و منصب خلافت و ولایت را از اهلبیت پیامبر غصب کردی.» مأمون برآشفته رو به امام رضا (ع) کرد و گفت: «یابنرسولالله! این چه میگوید؟» حضرت فرمودند: «همان را میگوید که خودت شنیدی.«
چنین مواضع صریحی بود که مأمون دریافت امام رضا (ع) هرگز تأییدکنندهی طغیانها و انحرافات او نیستند و در برابرش سکوت نمیکنند. از همین رو، تصمیم به مسموم کردن آن حضرت گرفت. امام (ع) نیز در ماههای پایانی عمر شریفشان بارها فرمودند: «چیزی به پایان عمرم باقی نمانده است.»
درس بزرگ این سیره برای ما آن است که در برابر مسائل روز، جریانهای ضد دینی و توطئههای دشمنان اسلام بیتفاوت نباشیم. همچنین باید نسبت به شریعت، احکام دین و اصول حکمرانی اسلامی حساس باشیم. مبادا روزی برسد که بگوییم: «ما چه کار به دین و استقلال نظام و حاکمیت داریم؟» و سرانجام دل به آغوش غرب، صهیونیسم و دشمنان قرآن بسپاریم. دین از سیاست جدا نیست و سیاست از دین جدا نیست؛ این دو در هم تنیدهاند، همانگونه که اهلبیت (علیهمالسلام) در عمل نشان دادند.
حوزه ـ آیا پذیرش ولایتعهدی مأمون به معنای تسلیم شدن امام رضا (ع) در برابر سیاستها و خواستههای حکومتهای ستمگر و زورگو است؟
کسانی که چنین اعتقادی دارند، تاریخ را درست مطالعه نکردهاند. کسی که فردی را به ولایتعهدی منصوب میکند، در ظاهر قصد تکریم او را دارد؛ اما مأمون نهتنها قصد تکریم نداشت، بلکه امام رضا (ع) را با تهدید و اجبار از مدینه بیرون آورد. او فرماندهان نظامی و حکومتیاش را با سربازان فراوان فرستاد تا حضرت را وادار به ترک مدینه کند.
وقتی امام میخواستند مدینه را ترک کنند، به اهلبیت خود فرمودند: «دوست دارم پیش از آنکه مدینه و خانه و زندگیام را ترک کنم، صدای گریههای شما را بشنوم.» این سخن نشان میدهد که ولایتعهدی امام بر اثر تهدید بود، نه انتخاب و رضایت.
امام رضا (ع) میدانستند مأمونی که به برادر خود رحم نکرد، هرگز از روی صداقت ایشان را به ولایتعهدی منصوب نمیکند. هدف مأمون این بود که ارتباط گسترده امام با جهان اسلام را قطع کند. هر کس تاریخ را بررسی کند درمییابد که ولایتعهدی مأمون با شخصیت و جایگاه امام رضا (ع) سازگار نیست؛ چرا که یکسو عصمت، پاکی و شریعت است و سوی دیگر نیرنگ و سیاستبازیای که نسبتی با دین ندارد.
مأمون پس از ماهها اصرار، سرانجام با شمشیر و تهدید وارد خانه حضرت شد و امام را وادار به پذیرش ولایتعهدی کرد، اما حتی پس از پذیرش، امام (ع) مسیر خود را ادامه دادند و بیاعتنا به جایگاه حکومتی مأمون، احکام و حقایق الهی را آشکارا بیان میکردند.
دوران ولایتعهدی امام حدود دو سال به طول انجامید؛ دورهای که همواره با تهدید همراه بود. مأمون بارها درصدد شهادت امام برآمد، اما به سبب تدبیر و هوشیاری حضرت موفق نشد. سرانجام، با زهر جفا امام رضا (ع) را به شهادت رساند.
حوزه ـ درسهایی که جامعه امروز باید از سیره امام هشتم (ع) در زمینههای اجتماعی و سیاسی بهرهبرداری کند، چیست؟
یکی از مهمترین درسهایی که باید از امام رضا (ع) گرفت، توجه به نقش ولایت است. حضرت در مسیر حرکت از مدینه تا مرو، هر جا که شیعیان و علاقهمندان به اسلام ناب گرد هم میآمدند، بر اهمیت ولایت تأکید میکردند و آن را حصنی امن معرفی میکردند که اگر شکسته شود، انسان در معرض خطرات بزرگ قرار میگیرد. ولایت همان عمود خیمه استقلال، آزادی، شرافت و انسانیت است؛ حصاری که مانع سرسپردگی به دشمن میشود.
امروز نیز میتوان آثار این اندیشه را در مقاومت حزبالله لبنان دید؛ جریانی که با وجود از دست دادن رهبران و فرماندهان خود، همچنان با عزت و صلابت در برابر دشمنان ایستاده است، در حالیکه برخی ارتشها سرزمین خود را تسلیم استکبار و صهیونیسم کردند. همانگونه که امام حسین (ع) با یاران اندکش در برابر سپاه دشمن ایستاد، حزبالله نیز با تکیه بر ولایت در مقابل قدرتهای جهانی مقاومت میکند.
اگر جامعه بخواهد عزت و سربلندی خود را حفظ کند و زیر سلطه آمریکا، صهیونیسم و دیگر دشمنان قرار نگیرد، باید به ولایت پناه برد. امروز سکاندار این مسیر حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای است و پیروان خط امام خمینی (ره) وظیفه دارند در حمایت از ولایت و رهبری استوار بمانند. تجربه نشان داده است هرگاه دشمنان با تمام قوا به میدان آمدهاند، مردم با وفاداری به دین، اسلام و ولایت، عزت و استقلال خویش را حفظ کردهاند و درسی فراموشنشدنی به آمریکا، صهیونیسم و همپیمانانشان دادهاند.
بنابراین همه اقشار جامعه ـ از حوزههای علمیه و دانشگاهیان تا هنرمندان و فرهیختگان ـ امروز عزت و شرافت خود را در حفظ استقلال و اقتدار جمهوری اسلامی میدانند.
ملت ایران در سالروز شهادت امام رضا (ع) بار دیگر با امام خود تجدید عهد میکند که پای اسلام، نظام و استقلال کشور خواهد ایستاد و نقشههای دشمنان و مزدوران داخلی و خارجی را به زبالهدان تاریخ خواهد سپرد.
برچسب ها :
خبرنگار خبرگزاری حوزه به سراغ آیت الله احمد فرخ فال مسئول دبیرخانه شورای عالی حوزههای علمیه رفت و پیرامون ابعاد شخصیت اجتماعی و سیاسی امام رضا (علیه السلام) به مناسبت سالگرد شهادت آن امام رئوف، گفتوگو کرد.
از نگاه این استاد سطوح عالی و خارج حوزه، امام رضا (ع) با تدبیر الهی خود، نقشههای مأمون را برملا کردند و نشان دادند که سیاست عین دیانت است و در برابر طاغوت نمیتوان بیتفاوت بود. ولایت در نگاه ایشان حصنی امن و عمود خیمه استقلال و آزادی است که جامعه را از سلطه دشمنان حفظ میکند. امروز نیز ملت ایران با الهام از این سیره، عزت و استقلال خود را در پایبندی به ولایت و رهبری میدانند و در برابر استکبار جهانی ایستادهاند.
متن کامل این گفتگو در ادامه می آید.
حوزه ـ سیره اجتماعی و سیاسی امام رضا (ع) را چگونه توصیف و تبیین میکنید؟
سالروز شهادت این امام همام را به همه شیعیان و دلدادگان آستان قدسی ولایت و امامت تعزیت و تسلیت عرض میکنم.
امام رضا (علیهالسلام) در عصری میزیستند که جامعه با نحلهها، گروهها و احزاب مختلفی روبهرو بود. حتی در میان شیعیان نیز بهسبب توطئههای بنیامیه، بنیمروان و بنیعباس، انشعابات گوناگونی شکل گرفته بود. مأمون از یکسو تلاش میکرد با انتصاب حضرت به مناصب حکومتی، صدای مخالفان را خاموش کند و از سوی دیگر جایگاه امام را در میان شیعیان تضعیف نماید. اما امام (ع) با تدبیر و بینش ولایی خود، همه نقشههای مأمون خبیث را برملا ساختند؛ بهگونهای که در روزهای پایانی عمرشان به نزدیکان میفرمودند: «خدای تبارک و تعالی مرا از دست این طاغوت نجات دهد»
امام رضا (ع) با سیره عملی خود، فرهنگ «دیانت و سیاست» را برای همه روشن ساختند؛ فرهنگی که میگوید سیاست ما عین دیانت ماست و نمیتوان در برابر سیاستمداران طاغوتی بیتفاوت بود.
روایت کردهاند که روزی مأمون در جمعی عمومی نشسته بود و امام رضا (ع) را در کنار خود نشانده بود. مأموران پیرمردی را آوردند که به سرقت متهم بود. مأمون پرسید: «تو که پیشانیات از عبادت پینه بسته، چرا دزدی کردی؟» پیرمرد گفت: «من دزدی نکردم. چند روز است که من و فرزندانم غذایی نداشتیم. برای نجات جانشان یک قرص نان برداشتم و قصد داشتم جبران کنم.» مأمون گفت: «تو سارق هستی و باید دستت قطع شود.» پیرمرد که جانش به لب رسیده بود پاسخ داد: «اگر بناست دست دزد قطع شود، اول باید دست تو را ببرند؛ زیرا تو بزرگترین سرقت را انجام دادی و منصب خلافت و ولایت را از اهلبیت پیامبر غصب کردی.» مأمون برآشفته رو به امام رضا (ع) کرد و گفت: «یابنرسولالله! این چه میگوید؟» حضرت فرمودند: «همان را میگوید که خودت شنیدی.«
چنین مواضع صریحی بود که مأمون دریافت امام رضا (ع) هرگز تأییدکنندهی طغیانها و انحرافات او نیستند و در برابرش سکوت نمیکنند. از همین رو، تصمیم به مسموم کردن آن حضرت گرفت. امام (ع) نیز در ماههای پایانی عمر شریفشان بارها فرمودند: «چیزی به پایان عمرم باقی نمانده است.»
درس بزرگ این سیره برای ما آن است که در برابر مسائل روز، جریانهای ضد دینی و توطئههای دشمنان اسلام بیتفاوت نباشیم. همچنین باید نسبت به شریعت، احکام دین و اصول حکمرانی اسلامی حساس باشیم. مبادا روزی برسد که بگوییم: «ما چه کار به دین و استقلال نظام و حاکمیت داریم؟» و سرانجام دل به آغوش غرب، صهیونیسم و دشمنان قرآن بسپاریم. دین از سیاست جدا نیست و سیاست از دین جدا نیست؛ این دو در هم تنیدهاند، همانگونه که اهلبیت (علیهمالسلام) در عمل نشان دادند.
حوزه ـ آیا پذیرش ولایتعهدی مأمون به معنای تسلیم شدن امام رضا (ع) در برابر سیاستها و خواستههای حکومتهای ستمگر و زورگو است؟
کسانی که چنین اعتقادی دارند، تاریخ را درست مطالعه نکردهاند. کسی که فردی را به ولایتعهدی منصوب میکند، در ظاهر قصد تکریم او را دارد؛ اما مأمون نهتنها قصد تکریم نداشت، بلکه امام رضا (ع) را با تهدید و اجبار از مدینه بیرون آورد. او فرماندهان نظامی و حکومتیاش را با سربازان فراوان فرستاد تا حضرت را وادار به ترک مدینه کند.
وقتی امام میخواستند مدینه را ترک کنند، به اهلبیت خود فرمودند: «دوست دارم پیش از آنکه مدینه و خانه و زندگیام را ترک کنم، صدای گریههای شما را بشنوم.» این سخن نشان میدهد که ولایتعهدی امام بر اثر تهدید بود، نه انتخاب و رضایت.
امام رضا (ع) میدانستند مأمونی که به برادر خود رحم نکرد، هرگز از روی صداقت ایشان را به ولایتعهدی منصوب نمیکند. هدف مأمون این بود که ارتباط گسترده امام با جهان اسلام را قطع کند. هر کس تاریخ را بررسی کند درمییابد که ولایتعهدی مأمون با شخصیت و جایگاه امام رضا (ع) سازگار نیست؛ چرا که یکسو عصمت، پاکی و شریعت است و سوی دیگر نیرنگ و سیاستبازیای که نسبتی با دین ندارد.
مأمون پس از ماهها اصرار، سرانجام با شمشیر و تهدید وارد خانه حضرت شد و امام را وادار به پذیرش ولایتعهدی کرد، اما حتی پس از پذیرش، امام (ع) مسیر خود را ادامه دادند و بیاعتنا به جایگاه حکومتی مأمون، احکام و حقایق الهی را آشکارا بیان میکردند.
دوران ولایتعهدی امام حدود دو سال به طول انجامید؛ دورهای که همواره با تهدید همراه بود. مأمون بارها درصدد شهادت امام برآمد، اما به سبب تدبیر و هوشیاری حضرت موفق نشد. سرانجام، با زهر جفا امام رضا (ع) را به شهادت رساند.
حوزه ـ درسهایی که جامعه امروز باید از سیره امام هشتم (ع) در زمینههای اجتماعی و سیاسی بهرهبرداری کند، چیست؟
یکی از مهمترین درسهایی که باید از امام رضا (ع) گرفت، توجه به نقش ولایت است. حضرت در مسیر حرکت از مدینه تا مرو، هر جا که شیعیان و علاقهمندان به اسلام ناب گرد هم میآمدند، بر اهمیت ولایت تأکید میکردند و آن را حصنی امن معرفی میکردند که اگر شکسته شود، انسان در معرض خطرات بزرگ قرار میگیرد. ولایت همان عمود خیمه استقلال، آزادی، شرافت و انسانیت است؛ حصاری که مانع سرسپردگی به دشمن میشود.
امروز نیز میتوان آثار این اندیشه را در مقاومت حزبالله لبنان دید؛ جریانی که با وجود از دست دادن رهبران و فرماندهان خود، همچنان با عزت و صلابت در برابر دشمنان ایستاده است، در حالیکه برخی ارتشها سرزمین خود را تسلیم استکبار و صهیونیسم کردند. همانگونه که امام حسین (ع) با یاران اندکش در برابر سپاه دشمن ایستاد، حزبالله نیز با تکیه بر ولایت در مقابل قدرتهای جهانی مقاومت میکند.
اگر جامعه بخواهد عزت و سربلندی خود را حفظ کند و زیر سلطه آمریکا، صهیونیسم و دیگر دشمنان قرار نگیرد، باید به ولایت پناه برد. امروز سکاندار این مسیر حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای است و پیروان خط امام خمینی (ره) وظیفه دارند در حمایت از ولایت و رهبری استوار بمانند. تجربه نشان داده است هرگاه دشمنان با تمام قوا به میدان آمدهاند، مردم با وفاداری به دین، اسلام و ولایت، عزت و استقلال خویش را حفظ کردهاند و درسی فراموشنشدنی به آمریکا، صهیونیسم و همپیمانانشان دادهاند.
بنابراین همه اقشار جامعه ـ از حوزههای علمیه و دانشگاهیان تا هنرمندان و فرهیختگان ـ امروز عزت و شرافت خود را در حفظ استقلال و اقتدار جمهوری اسلامی میدانند.
ملت ایران در سالروز شهادت امام رضا (ع) بار دیگر با امام خود تجدید عهد میکند که پای اسلام، نظام و استقلال کشور خواهد ایستاد و نقشههای دشمنان و مزدوران داخلی و خارجی را به زبالهدان تاریخ خواهد سپرد.
نظرات